carpe diem
تابستان 84 یعنی یک ونیم سال پیش، شعر گونه ای که این کنار قابش کردم رو به بهانه ای از یک دوست ناشناس هدیه گرفتم. همین چند خط باعث شد نیمای کارپه دیم رو کشف کنم. دروغ نمیشه اگر که بگم این جمله ها بهترین هدیه ای بودند که تو این سال ها از این دنیای مجازی گرفتم. اتفاقا نیما همون روزا وبلاگش رو راه انداخته بود و این شعر رو توی سایدبار وبلاگش که اسم غیر متعارف کارپه دیم رو براش انتخاب کرده بود، نمایش می داد و من هربار که میدیدمش بی اختیار اونو زمزمه می کردم. ولی هیچ وقت از نیما نپرسیدم که این جملات از کیه یا اینکه چرا کارپه دیم؟
تا اینکه این هفته خیلی اتفاقی و بدون پیش زمینه قبلی فیلم فوق العاده انجمن شاعران مرده رو از تلویزیون دیدم، خوب مگه میشه فیلمی از کوتوله دوست داشتنی من یعنی رابی ویلیامز پخش بشه و من میخکوب نشم. آقا سرتون رو درد نیارم تمام معماهای بالا حل شد. رابی ویلیامز توی یکی از سکانس های فوق العاده فیلم در نقش یک استاد ادبیات انگلیسی داره ایدئولوژی بزرگی رو به دانشجوهاش هدیه می کنه و بعد این جمله ها تو گوش شاگردهاش زمزه می کنه.یک جای دیگر تو صحبت هاش می پرسه: کی میدونه Carpe diem یعنی چی؟ بعد یک از شاگردا که به زبان لاتین مسلط بوده بلند میگه : دَم را غنیمت شمار ... کوتاه ولی پر معنی . جالبه که رادیو داره یک شعری از خیام می خونه که یک جاییش میگه: این قافله عمر عجب میگذرد * دریاب دَمی که با طَرب می گذرد
حالا منی که هیچوقت اهل شعر نبودم، یک کاغذ برداشتم و این جمله ها رو توش نوشتم و چسبوندم رو دیوار، اگر پسندیدید شما هم اینکار رو بکنید چون پادزهری میشه برای خیلی از دردهای دنیایی
خلاصه اینکه کارپه دیم

3 نظرات:
عالی بود. لازم شد ببینمش فیلم رو. همیشه از دستش دادم تا حالا. با نیما هم خیلی حال میکنم و احساس اشتراک
بابا بی خیال.. یاسر جون چرا اینجوری دنبال آرامشی... راه های مختلفی داره... .
یاسر جان
از زمان قمارباز باهات بودم
و ازت خوشم می یومد اما با این مطلبت و آن دوستت! واقعا نظرم عوض شد
با عرض شرمندگی
Do you have any idea? Click here and post a Comment