Monday، September 25، 2006

اولیو خوابیده است بدجور


اولیو از 22 سپتامبر کاملا خوابیده ، دلیلش هم کاملا مشخصه :

پهنای باند مجاز ماه سپتامبر تمام شده و به دلیل مشکلات پشتیبانی مالی فعلا به نظر میرسه تا پایان ماه کاری نمی شه کرد و همه چیز در روز اول ماه اکتبر به حالت عادی بر می گرده . البته تلاشمون بر اینه که بتونیم این مشکل رو زدتر از اون موعد برطرف کنیم.

Saturday، September 16، 2006

اعتقاد و اعتماد رمزهای بزرگ یک موفقیتند


بخوانید:
فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد، خداوند پذيرفت او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف ديگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه نا اميد و در عذاب بودند. هر کدام قاشقی داشت که به ديگ می رسيد، ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود به طوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند، عذاب آنها وحشتناک بود!
آنگاه خداوند گفت: اکنون بهشت را به تو نشان می دهم.او به اتاق ديگری که درست مانند اولی بود وارد شد، ديگ غذا... جمعی از مردم... همان قاشقهای دسته بلند... لی در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت: نمی فهمم!!! چرا مردم اينجا شادند، در حالی که در اتاق ديگر بد بختند؟ با آنکه همه چيزشان يکسان است؟ خداوند تبسمی کرد و گفت: خيلی ساده است، در اينجا آنها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنند، هر کسی با قاشقش غذا در دهان ديگری می گذارد، چون ايمان دارد که: کسی هست که در دهانش غذايی بگذارد...

راستش می خواستم در این مورد بنویسم ولی حیفم آمد چیزی رو جایگزین این یادداشت نمادین کنم .

Wednesday، September 06، 2006

یافتم


تصورش را بکنید که به کتابی به شدت نیاز دارید. مدتی هم هست که دنبال خریدش بوده باشید. وقت نمایشگاه بین المللی بلند بشید بیائید پایتخت که آقا فلان کتاب رو دارید یا نه ، اون هم با چه ذوق و شوقی. تازه ناشرش هم این کتاب را با خودش نیاورده باشه به یک کشور جهان سومی
آنوقت یک بار هم نشده باشه برای نسخه پی دی اف کتابی همچین معتبر روی وب جستجو کرده باشید. خوب لابد نباید کتاب های کپی رایت دار روی وب یافت بشه. اما کور خوانده ام. هستش موجود ، آن هم نسخه خیلی کاملش. حالا من دقیقا شبیه آدمی هستم که یک کتاب 50 هزار تومانی رو فقط با صرف دویست تومان هزینه اینترنت بدست آورده ام.

طبیعتا خوشحال باید باشم ولی نیستم چون به این فکر می کنم که باید از 300 صفحه پرینت بگیرم و پولش کم نیست. پای کامپیوتر هم که نمیشه کتاب خوند، باید یه بالش بذاری زیر بغلت و یک دیکشنری مال عهد دقیانوس رو بندازی جلو هیکل ولو شده ات روی موکت نه چندان مهربون اتاقت.
می بینید چه آدمیزادی هستم. غیر قابل تحمل

اگر از اولیو آمده باشید باید خدمتتان عرض کنم که روزهای پایانیش نیست. کمی استراحت می کنم و کارهای عقب افتاده و البته کمی هم دارم رونق می خرم.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes